این را می نویسم تا بماند یادگاری...
که شــاید قانون دنیـــا همین باشــد ...

فعلا دلتنگی تنها نصیب من از همه ی زیبایی توست

….

این روزها می گذرند….

ولی من به این سادگی

از این روزهای تلخ نمی گذرم

……….

چشمانم شب ترین است
دلم دریاترین ..
رویایم ستاره ترین
و
عشقم کوه ترین…!
کجاست آن فرهادترین …؟

……….

رویاهایم را در کنار کسانی گذراندم که بودند ولی نبودند
همراه کسانی بودم که همراهم نبودن
وسیله کسانی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم
دلم را کسانی شکستند که هرگز قصد شکستن دل آنها را نداشتم
و تو چه دانی که عشق چیست
عشق سکوتی است در برابر همه اینها !!!

……..

فکــر میــکردم تـو همــدردی!
ولــی نــه!
تــو هــم ، دردی….

………….

این روزها اگر کسی پیدا شد
که شماره تلفنت رو حفظ بود
حتماً قدرش رو بدون
خیلی باید خاطرت براش عزیز باشه…

………………..

من تنها از یک چیز می ترسم و آن اینکه شایستگی رنجهایم را نداشته باشم.. سعید

…………………

ای مــتــرســکـــــ ! آنقدر دست‌هایت را باز نکن ، کسی‌ تو را در آغوش
نمی‌‌گیرد ، ایــســتــادگــی هــمــیــشــه تــنــهــایــی‌ مــیــاورد

…………….

بترسید از آدم هائی که عاشق نیستند ولی عاشقی کردن را خوب بلدند

……..

دلتنگی تنها نصیب من از زیبایی های توست

نوشته شده در تاريخ جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

می نویسم
می خوانم و فریاد می زنم
همیشه دوستت دارم
اما حیف که
دوست داشتن همیشه کافی نیست......
بی تو دیگه نمی تونم
ذره ذره تموم شدم
ای بی وفا ای مهربون
تو رفتی و تنها شدم
حالا می گم بیا ولی
انگار دیگه نمی تونی
یکی دیگست تو زندگیت
اینو از قلبت شنیدم
می دونی گریه می کنم
شبا یرای عشق تو؟
نمی رسم یه تو ولی داد می زنم دیوونتم

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

 


من پی تو، تو به دنبال خودی ، تازگی ها تو چه خودخواه شدی !!
خوب بودی چه شده بد شده ای؟ ، از کجا پیش چه کس رد شده ای !؟

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

تا دشت پرستاره اندیشه های گرم

تا مرز ناشناخته ی مرگ و زندگی

تا کوچه باغ خاطره های گریز پای

تا دشت یادها

هان ای عقاب عشق از اوج قله های مه آلود دوردستها

پرواز کن

پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

تنها تویی در آسمان قلبم♥♥♥
که مثل ستاره میدرخشی در شبهای تیره و تارم
که هر سحرگاه مثل خورشید طلوع میکنی در دل قلب عاشقم
با طلوع تو ای خورشید من ، غمی دیگر در دلم نیست
احساس آرامش میکنم وقتی که تو نورانی کرده ای سرزمین قلبم را
تنها تویی در آسمان قلبم♥♥♥
که مثل پرنده ای پرواز میکنی در قلبم ، اوج میگیری در آسمان آبی احساسم و مرا به بالاترین نقطه ی عشق میرسانی
تنها تویی در آسمان قلبم♥♥♥
تویی که مثل باران میباری بر کویر تشنه ی قلب عاشقم و عاشقتر میکنی مرا با طراوت قطره های مهربانت
تنها تویی در سرزمین احساسم♥♥♥
تویی که هر لحظه قدم برمیداری بر خاک دلم ، از جنس عشق میشود خاک این سرزمینی که روزگاری بود هیچ رهگذری از آن عبور نمیکرد♥♥♥

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٦ دی ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

جمله های عاشقانه و قشنگ و زیبا و کوتاه

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آنرا از تو گرفتند

 

" عشق بورز به آنها که دلت را شکستند "

 

دعا کن برای آنها که نفرینت کردند

 

" درخت باش به رغم تبرها "

 

بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست .

نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

واسه مشق شبت  100  بار بنویس : اونی که فکرش رو نمیکنی همیشه به یادته . . .

یه عکس از چشات بفرست

 یه آهو اینجاس می خوام روشو کم کنم !

برای عشق گریه کن،اماکسی رابه خاطرعشق به گریه کردن ننداز!! باعشق بازی کن،اماهرگزکسی را با عشق بازی نده!!

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

واسه مشق شبت  100  بار بنویس : اونی که فکرش رو نمیکنی همیشه به یادته . .

وای بر من,تو همانی که امیدم بودی؟

تو همان چشم سیه,دلبر افسونگر من؟

هر چه کوشم مگر این حادثه باور نکنم

میدود یاد خطاهای تو در باور من ♥♥♥.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

کاش چون پــائــیــز بودم ... کاش چون پــائــیــز بودم



کاش چون پــائــیــز خاموش و ملال انگیز بودم

 






برگهای آرزوهایم یکایک زرد می شد



آفتاب دیدگانم سرد می شد



آسمان سینه ام پردرد می شد



ناگهان توفان اندوهی بجانم چنگ می زد



اشکهایم همچو باران



دامنم را رنگ می زد


وه ... چه زیبا بود اگر پــائــیــز بودم



وحشی و پرشور و رنگ آمیز بودم


شاعری در چشم من می خواند ... شعری آسمانی



در کنارم قلب عاشق شعله می زد



در شرار آتش دردی نهانی



نغمه ی من ...



همچو آوای نسیم پر شکسته



عطر غم می ریخت بر دلهای خسته



پیش رویم :


چهره ی تلخ زمستان جوانی


پشت سر :


آشوب تابستان عشقی ناگهانی


سینه ام منزلگه اندوه و درد و بد گمانی



کاش چون پــائــیــز بودم ... کاش چون پــائــیــز بودم

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٩ آبان ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

شاید یه راهی باشه که این فاصله کوتاه شه

قلب تو واسه یه ثانیه با حس من همراه شه

شاید یه راهی باشه تشویشم و کمتر کنی

یه عمره عاشق توام یه لحظه با من سر کنی

تونیستی و بدون تو با گریه خلوت میکنم

دارم به صحبت کردن با عکس عادت میکنم

تو نیستی وبدون تو دچار بی قراریم

بی تو از این سایه ها و از خودم فراریم

برگرد و آتیشم بزن کی گفته که من مانعم

تنها بذار ببینمت من به همینم قانعم

تو نیستی و این فاصله آتیش به جونم میزنه

تصور لبخند تو هرجا که هستم با منه هر جا که میرم با منه

شاید یه راهی باشه که باور کنی غرق توام

شاید یه راهی باشه که تشویشم و کمتر کنی

برگرد و آتیشم بزن کی گفته که من مانعم....

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

 

  عطر یاد تو....

وقتی بارون می باره،

تو رو یادم می اره...

وقتی اسمون تیره و تاره،

چشمای زغالیتو یادم می اره...

وقتی هوا ابری می شه،

دلم برای با تو بودن تنگ می شه...

وقتی هوا طوفانیه،

موهای پریشونتو یادم می اره...

وقتی اسمون پر از ستاره است،

نگاه مهربونتو یادم می اره...

مهربونم،

به چه زبونی فریاد بزنم تورو،

که بدونی چقدر:

دلم برات تنگ شده ...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

تا دیر نشده برگرد


 

به لطافت گل و باران قسم

دوستت دارم،

وقسم ،که این روزا

 

    دلم غصه داره، 

به اندازه تمام برگای پاییزی که به زمین میریزه،

 

 نه بخاطره دوری از تو،

که بخاطر ترس از

هرگز نیامدنت.

 

 

تا دیر نشده برگرد.

من هنوزم دوستت دارم.

 

 

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

 

گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد

 

می گویند سه چیز زاده عشق نیست جدایی سفر فراموشی ولی آن زمان که تومرا تنها گذاشتی رفتی و فراموشم کردی من لحظه لحظه عاشقت شدم


 اجازه هست خیال کنم تاآخرش مال منی؟ خیال کنم دل منو با رفتنت نمی شکنی؟ اجازه هست خیال کنم بازم میای می بینمت...توی چشات زل بزنم بهت بگم دوست دارمت


همیشه وقتی داری گریه می کنی ،بدون اون که آرومت می کنه دوست داره،اما اونی که باهات گریه می کنه عاشقته..!

نوشته شده در تاريخ شنبه ٩ مهر ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

 

- همیشه گریه نشانه ضعف نیست .گاهی نشانه یک بخشش است.گاهی یک فداکاری . گاهی یک ظلم و گاهی هم نشانگر عظمت یک عشق است .

- جالب است ، در زندگی تنها کسانی ما را می رنجانند
که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند .

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()
 
 
 
اى روزگار دلشکن, هر دم مرا سنگى مزن
من سنگها در لقمه نان, دندان به دندان دیده ام
از خود رجز خوانى مکن, تصویر گردانى مکن
من گردن گردنکشان, رسمان به رسمان دیده ام
شرح ستم بس خوانده ام, آتش به آتش مانده ام
من اشک چشم کودکان, دامان به دامان دیده ام
از این کله تا آن کله فرقى ندارد شیخ و شه
من پاسدار و پاسبان ایران به ایران دیده ام
ماتم چه گویم زین وطن کز برگ برگ این چمن

من خون چشم شاعران دیوان به دیوان دیده ام

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()
زندگی دفتری از خاطرهاست
یک نفر در دل شب 
 یک نفر در دل خاک
یک نفر همدم خوشبختی هاست 
 یک نفر همسفر سختی هاست 
 چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد
ما همه همسفریم
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

 

در عجبم از مردمی که قرن ها منتظر امام زمان خود هستند،

اما چند ثانیه پشت چراغ قرمز منتظر نمی مانند!!!!!

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

در این غروب, در این لحظه مرگ روز آفتابی, به انتظار شبی دیگر به ساز دل گوش فرا میدهم و به صدا در میاورم نی لبک تنهایی را و با بغض آتشین در گلو بریده بریده میگویم که کجایی؟

تو نیستی و پاسخی برایم نیست و من فقظ طنین صدا و هق هق هایم را در فضای خالی و سرد اتاقم میشنوم و چشمانم را که میبندم این جملات به ذهن آشفته ام سرک میکشند

دیروز گذشت, امروز هم میگذرد در واپسین قدمهای ساعت نگو :دریغ ,دریغ

بیا تا فرداها را بسازیم...

من اما در خیال امروز و دیروز ترا در فرداهایم جستجو خواهم کرد من ترا هر غروب با قلبی پر از عشق وبا لبخندی که نشانه امید است هزاران هزار بار از خدا میخواهم من ناب ترین لحظات را فقط با تو میخواهم...

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

نمی دانم محبت را بر چه گلی بنویسم که پر پر نشود

 

                                 نمی دانم بر چه دریایی بنویسم که خشک نشود

 

نمی دانم بر چه سنگی بنویسم که خورد نشود

 

                                نمی دانم بر چه کاغذی بنویسم که پاره نشود

 

همچنین بر قلبی می نویسم که سنگدل شود

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٤ امرداد ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٤ امرداد ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

بس که دیوار دلم کوتاه است . هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده . سرکی می کشدو می گذرد …

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و

حتی نمیتوان سرود

با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی

تنهایی
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در

نداشتند

و...و من همچون غربت زده ای در اغوش بی کران

دریای بی کسی

به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد

وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از

وجودم بشوید

بانوی دریای من...



 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود

با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی

و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند

و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی

به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد

وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید
بانوی دریای من...

کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت

کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

توی ساحل روی شنها قایقی به گل نشسته یکی با چشمای گریون گوشه ای تنها نشسته نگاه پر اضطرابش به افق به بینهایت ساکته اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت توچشاش حلقه اشکه توی قلبش غم دنیا منتظر به راه یاره تا بیاد امروز و فردا باورش نمیشه عشقش همه دنیاش زیر آبه تنها مونده توی ساحل زندگی براش عذابه

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

اگر بدانی جایگاهت کجاست ، مرا باور میکنی
اگر بدانی چقدر دوستت دارم ، درد مرا درمان میکنی
تو عزیزی برایم ، تو بی نظیری برایم ، حرف دلم به تو همین است ، قلبت می ماند تا آخرین نفس برایم
اگر بدانی چقدر عاشقت هستم به این عشق شک میکنی،شاید باور نکنی تا این حد دیوانه وار عاشقت هستم !
اما باور کن ، چشمهایت را باز کن و حال و روز مرا ببین ، این بی قرار ها و لحظه شماری های مرا ببین
درون غوغای عشق گم شده ام ، گمشده ای هستم که تنها تو را میبینم ،و تنها تو میتوانی مرا پیدا کنی
نه ادعای عاشقی دارم و نه شعار میدهم ، ردپای مرا ببین که به کجا میروم!
میروم همان جایی که تو خواهی آمد ، مینشینم به انتظارت تا تو بیایی ،
شاخه گلی را تقدیم به تو میکنم ، تو را می بوسم و نوازش میکنم ، تا تصویر عشق زیباتر شود ، تا هوای با هم بودن عاشقانه تر شود
ما هر دو میدانیم مثل همه بی وفا نیستیم ، ما هر دو میدانیم اهل خیانت و بی وفایی نیستیم
ما هر دو میدانیم آمده ایم که به عشق هم زندگی کنیم و با هم بمیریم!
شاید این جمله شبیه قصه ها باشد ، شاید این حرفها تنها شعر و شعار باشد ، اما آنچه با ارزش است همان است که در دل من و تو است!
همیشه در کنارت میمانم ، با من هم کنار نیایی باز هم عاشقت میمانم ، میدانم تو نیز همیشه با من میمانی، تو جایگاه واقعی خودت را میدانی
گرچه جایگاهت بالاتر از قلب من است ، اما قلبم تا ابد مال تو است ، بمان و مرا یاری کن ، دلم را از هر چه غم در این دنیاست خالی کن !
اگر بدانی جایگاهت کجاست، به آن اندازه که برایت میمیرم ، عاشقم میمانی !

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

این رو بدون که:عشق فراموش کردن نیست بخشیدن است.گوش کردن نیست درک کردن است.دیدن نیست احساس کردن است.جا زدن نیست صبر کردن است.پس ... چه دعایی کنمت بهتر از این:

                         خنده هایت از ته دل و گریه هایت از سر شوق

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

وقتی بارون نگاهت رو به نگاهم ریختی؛‌دلم زنده شد. وقتی با دلت قدم به دلم گذاشتی؛ زلزله‌ی شدیدی رو توی دلم حس کردم . وقتی اومدی؛ تموم تنهاییهام رو با خودت بردی. از همون اول می دونستم اومدی که توی قلبم بمونی..... برای همیشه پس ای نازنین ! ‌ای تنها مونس ! ای عشق : بمون تا بتونم بمونم .

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

اگر قرار باشه ظرف 24 ساعت دنیا به پایان برسه تموم خط های تلفن و تالارهای گفتگو و ایمیل ها اشغال میشه. پر میشه از کلمه های (( از اینکه رنجوندمت پشیمونم من رو ببخش یا تو را عاشقانه می پرستم یا مراقب خودت باش )) اما بین این همه پیام یکی از همه تکون دهنده تره (( همیشه عاشقت بودم ولی هیچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقدیم آنکه دوستش داریم کنیم شاید فردایی دگر هرگز نباشد

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٠ توسط علی | نظرات ()

عشق نخستین بینش را نسبت به ابدیت به تو هدیه می دهد. عشق نخستین آزمونی است که زمان را به فراسو می برد. این گونه است که عاشقان هرگز از مرگ نمی هراسند. عشق مرگ نمی شناسد...


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.