شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آنرا از تو گرفتند
" عشق بورز به آنها که دلت را شکستند "
دعا کن برای آنها که نفرینت کردند
" درخت باش به رغم تبرها "
بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست .
|
این را می نویسم تا بماند یادگاری...
که شــاید قانون دنیـــا همین باشــد ...
|
می نویسم [ جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۳:۳۳ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
[ دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٢ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
تا دشت پرستاره اندیشه های گرم تا مرز ناشناخته ی مرگ و زندگی تا کوچه باغ خاطره های گریز پای تا دشت یادها هان ای عقاب عشق از اوج قله های مه آلود دوردستها پرواز کن پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من [ چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۳٧ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
تنها تویی در آسمان قلبم♥♥♥ [ دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠ ] [ ٤:۱۱ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
[ سهشنبه ٦ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٠ ق.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آنرا از تو گرفتند
" عشق بورز به آنها که دلت را شکستند "
دعا کن برای آنها که نفرینت کردند
" درخت باش به رغم تبرها "
بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست . [ دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٤:٥٩ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
واسه مشق شبت 100 بار بنویس : اونی که فکرش رو نمیکنی همیشه به یادته . . . یه عکس از چشات بفرست یه آهو اینجاس می خوام روشو کم کنم ! برای عشق گریه کن،اماکسی رابه خاطرعشق به گریه کردن ننداز!! باعشق بازی کن،اماهرگزکسی را با عشق بازی نده!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * واسه مشق شبت 100 بار بنویس : اونی که فکرش رو نمیکنی همیشه به یادته . . وای بر من,تو همانی که امیدم بودی؟ تو همان چشم سیه,دلبر افسونگر من؟ هر چه کوشم مگر این حادثه باور نکنم میدود یاد خطاهای تو در باور من ♥♥♥. [ جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۱٥ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
کاش چون پــائــیــز بودم ... کاش چون پــائــیــز بودم
[ پنجشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٦:۳۸ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
شاید یه راهی باشه که این فاصله کوتاه شه قلب تو واسه یه ثانیه با حس من همراه شه شاید یه راهی باشه تشویشم و کمتر کنی یه عمره عاشق توام یه لحظه با من سر کنی تونیستی و بدون تو با گریه خلوت میکنم دارم به صحبت کردن با عکس عادت میکنم تو نیستی وبدون تو دچار بی قراریم بی تو از این سایه ها و از خودم فراریم برگرد و آتیشم بزن کی گفته که من مانعم تنها بذار ببینمت من به همینم قانعم تو نیستی و این فاصله آتیش به جونم میزنه تصور لبخند تو هرجا که هستم با منه هر جا که میرم با منه شاید یه راهی باشه که باور کنی غرق توام شاید یه راهی باشه که تشویشم و کمتر کنی برگرد و آتیشم بزن کی گفته که من مانعم.... [ دوشنبه ٩ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱:۳٠ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
عطر یاد تو.... وقتی بارون می باره، تو رو یادم می اره... وقتی اسمون تیره و تاره، چشمای زغالیتو یادم می اره... وقتی هوا ابری می شه، دلم برای با تو بودن تنگ می شه... وقتی هوا طوفانیه، موهای پریشونتو یادم می اره... وقتی اسمون پر از ستاره است، نگاه مهربونتو یادم می اره... مهربونم، به چه زبونی فریاد بزنم تورو، که بدونی چقدر: دلم برات تنگ شده ... [ دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٥ ق.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
تا دیر نشده برگرد
به لطافت گل و باران قسم دوستت دارم، وقسم ،که این روزا
به اندازه تمام برگای پاییزی که به زمین میریزه،
که بخاطر ترس از هرگز نیامدنت.
تا دیر نشده برگرد. من هنوزم دوستت دارم.
[ دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٦:٢٢ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم [ سهشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٥:٤٧ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد
می گویند سه چیز زاده عشق نیست جدایی سفر فراموشی ولی آن زمان که تومرا تنها گذاشتی رفتی و فراموشم کردی من لحظه لحظه عاشقت شدم اجازه هست خیال کنم تاآخرش مال منی؟ خیال کنم دل منو با رفتنت نمی شکنی؟ اجازه هست خیال کنم بازم میای می بینمت...توی چشات زل بزنم بهت بگم دوست دارمت همیشه وقتی داری گریه می کنی ،بدون اون که آرومت می کنه دوست داره،اما اونی که باهات گریه می کنه عاشقته..! [ یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠۳ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
- همیشه گریه نشانه ضعف نیست .گاهی نشانه یک بخشش است.گاهی یک فداکاری . گاهی یک ظلم و گاهی هم نشانگر عظمت یک عشق است . - جالب است ، در زندگی تنها کسانی ما را می رنجانند [ شنبه ٩ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٦:٤۳ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
اى روزگار دلشکن, هر دم مرا سنگى مزن
من سنگها در لقمه نان, دندان به دندان دیده ام
از خود رجز خوانى مکن, تصویر گردانى مکن
من گردن گردنکشان, رسمان به رسمان دیده ام
شرح ستم بس خوانده ام, آتش به آتش مانده ام
من اشک چشم کودکان, دامان به دامان دیده ام
از این کله تا آن کله فرقى ندارد شیخ و شه
من پاسدار و پاسبان ایران به ایران دیده ام
ماتم چه گویم زین وطن کز برگ برگ این چمن
من خون چشم شاعران دیوان به دیوان دیده ام [ سهشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٢:٠٢ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
زندگی دفتری از خاطرهاست
یک نفر در دل شب
یک نفر در دل خاک
یک نفر همدم خوشبختی هاست
یک نفر همسفر سختی هاست
چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد
ما همه همسفریم
[ دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٤:٥٦ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
در عجبم از مردمی که قرن ها منتظر امام زمان خود هستند، اما چند ثانیه پشت چراغ قرمز منتظر نمی مانند!!!!! [ چهارشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۳:٠٥ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
در این غروب, در این لحظه مرگ روز آفتابی, به انتظار شبی دیگر به ساز دل گوش فرا میدهم و به صدا در میاورم نی لبک تنهایی را و با بغض آتشین در گلو بریده بریده میگویم که کجایی؟ تو نیستی و پاسخی برایم نیست و من فقظ طنین صدا و هق هق هایم را در فضای خالی و سرد اتاقم میشنوم و چشمانم را که میبندم این جملات به ذهن آشفته ام سرک میکشند دیروز گذشت, امروز هم میگذرد در واپسین قدمهای ساعت نگو :دریغ ,دریغ بیا تا فرداها را بسازیم... من اما در خیال امروز و دیروز ترا در فرداهایم جستجو خواهم کرد من ترا هر غروب با قلبی پر از عشق وبا لبخندی که نشانه امید است هزاران هزار بار از خدا میخواهم من ناب ترین لحظات را فقط با تو میخواهم... [ سهشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٤٦ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
نمی دانم محبت را بر چه گلی بنویسم که پر پر نشود
نمی دانم بر چه دریایی بنویسم که خشک نشود
نمی دانم بر چه سنگی بنویسم که خورد نشود
نمی دانم بر چه کاغذی بنویسم که پاره نشود
همچنین بر قلبی می نویسم که سنگدل شود [ سهشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ٢:٤٥ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
[ سهشنبه ٤ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ٥:۱٩ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
بس که دیوار دلم کوتاه است . هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده . سرکی می کشدو می گذرد …
حتی نمیتوان سرود با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی نداشتند و...و من همچون غربت زده ای در اغوش بی کران دریای بی کسی به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید بانوی دریای من...
[ سهشنبه ٤ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ٩:٢۱ ق.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت. [ دوشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ٤:٥٥ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم [ دوشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ٤:٥۳ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
توی ساحل روی شنها قایقی به گل نشسته یکی با چشمای گریون گوشه ای تنها نشسته نگاه پر اضطرابش به افق به بینهایت ساکته اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت توچشاش حلقه اشکه توی قلبش غم دنیا منتظر به راه یاره تا بیاد امروز و فردا باورش نمیشه عشقش همه دنیاش زیر آبه تنها مونده توی ساحل زندگی براش عذابه [ یکشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ٩:۱۱ ق.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
اگر بدانی جایگاهت کجاست ، مرا باور میکنی [ شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱۱ ق.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
این رو بدون که:عشق فراموش کردن نیست بخشیدن است.گوش کردن نیست درک کردن است.دیدن نیست احساس کردن است.جا زدن نیست صبر کردن است.پس ... چه دعایی کنمت بهتر از این: [ شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٩ ق.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
وقتی بارون نگاهت رو به نگاهم ریختی؛دلم زنده شد. وقتی با دلت قدم به دلم گذاشتی؛ زلزلهی شدیدی رو توی دلم حس کردم . وقتی اومدی؛ تموم تنهاییهام رو با خودت بردی. از همون اول می دونستم اومدی که توی قلبم بمونی..... برای همیشه پس ای نازنین ! ای تنها مونس ! ای عشق : بمون تا بتونم بمونم . [ یکشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۳٥ ق.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
اگر قرار باشه ظرف 24 ساعت دنیا به پایان برسه تموم خط های تلفن و تالارهای گفتگو و ایمیل ها اشغال میشه. پر میشه از کلمه های (( از اینکه رنجوندمت پشیمونم من رو ببخش یا تو را عاشقانه می پرستم یا مراقب خودت باش )) اما بین این همه پیام یکی از همه تکون دهنده تره (( همیشه عاشقت بودم ولی هیچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقدیم آنکه دوستش داریم کنیم شاید فردایی دگر هرگز نباشد [ پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۳:۱٥ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
عشق نخستین بینش را نسبت به ابدیت به تو هدیه می دهد. عشق نخستین آزمونی است که زمان را به فراسو می برد. این گونه است که عاشقان هرگز از مرگ نمی هراسند. عشق مرگ نمی شناسد... [ پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۳:۱٢ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
انسان برای پیروزی آفریده شده است، او را میتوان نابود کرد ولی نمیتوان شکست داد.... عشق عینک سبزی است که با آن انسان کاه را یونجه میبیند.... وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی باشد.... بزرگترین درس زندگی اینستکه گاهی احمقها هم درست میگویند.... در جهان تنها دو گروه از مردم هستند که هرگز تغییر نمییابند؛ برترین خردمندان و پستترین بیخردان.... تجربه نامی است که تمام افراد بر روی اشتباهات خود می گذارند . اشتباهات انسان، در ابتدا رهگذرند، سپس میهمان میشوند و بعد صاحبخانه. زندگی چون نردبانی آهنی است ، روزی نیز این نردبان افتادنی است ، هرکسی کو بالاتر نشست ، استخوانش بیشتر خواهد شکست. [ پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٠ ] [ ٢:۳۱ ب.ظ ] [ علی ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |